«( شعله در خاک )»

به مناسبت سفر ابدی محمد مهدی تهرانچی

هفته گذشته مردی چهره در نقاب خاک پوشاند که بالغ بر هشتاد سال شعله وجودش در تلاش و پویشی خستگی ناپذیر در تلألو بود .

نادر مردی که هر لحظه از زندگی را درک کرد وزیست،زیستنی که توأم با خلق تازگی ها وبا طرحی نو در انداختن در زمینه های گوناگون شاعری،مجسمه سازی،ورزشکاری و پژوهشگری سپری شد.شعرهای جذاب ودلنشین او با لهجه تربتی نشان از درک عمیق او از زوایای مختلف زندگی مردم عادی شهرش را دارد.

شهری که عمیقأ به ان عشق می ورزید و چندین سال را در تکاپوی شناختن و شناساندن چهره گذشته ومردمان آن گذراند.

سروده های محلی و کتاب قند و قروت او جدای از جنبه پزوهشی،نمایانگر عشق او به زنده نگه داشتن هویت فرهنگی تربت حیدریه از جنبه های مختلف لهجه،آداب و سنن وغیره...می باشد،باوجود آنکه بیش از هجده سال از عمر خود را در تربت حیدریه نگذراند هرگز پیوندش را با این شهر قطع نکرد.عشق وعلاقه وافر او به زادگاه،همواره سبب دغدغه خاطرش برای توسعه اقتصادی وفرهنگی آن بودوجان شیفته او همواره در هرگونه آسیب رسیدن به میراث فرهنگی شهرش در تب وتاب می شد.

بدون شک عشق بی قید وشرط او به شهرستان تربت حیدریه وتلاش های بی دریغش که همواره بدون هرگونه چشمداشت مادی ومعنوی بود می تواند الگویی برای نسل کنونی و نسل های آینده تربتی در اندیشیدن به اعتلای زادگاهشان باشد.اندیشه ای که عشق ورزیدن به آب وخاک را ترویج می کند وهمدلی وهمفکری را به عنوان اولویتی برای پیشرفت وسازندگی شهرمان معرفی می نماید.باشد که آرامگاه او در شهرستان،میعادگاهی برای همه علاقه مندان به این آب وخاک گردد.

یادش همیشه جاوید.