مروری بر زندگی شیخ حسن و فرزندش محمد علی معروف به قاضی بزرگ
«زندگینامه»
« مروری بر زندگی شیخ حسن و فرزندش محمد علی معروف به قاضی بزرگ »
***
«شیخ حسن و فرزندش محمد علی در زاوه»
در سال 1195 هـ ق در زاوه در خانه ی محقر شیخ حسن که یکی از علمای تراز اول و مردی درستکار و مورد وثوق مردم آن دیار بود و در حوزه علمی و امور قضایی و قضاوت دارای مسند و کرسی بوده است ، خورشیدی طلوع کرد که او را محمدعلی نام نهادند .
محمدعلی همانند پدر دارای هوش و ذکاوت سرشاری بود ، زمان طفولیت و دوران صباوت را نزد پدر و تحت تعلیم و تربیت او ، علوم دینی و قرآنی را در خانه فرا می گیرد و کم کم در جلسات درس و بحث پدر همانند طلبه های دیگر شرکت می کند و مشغول به آموزش علوم دینی ، قرآنی و فقهی می گردد .
برای تکمیل دروس حوزوی در سن شانزده سالگی در سال 1211 هـ ق به نجف اشرف رفته و مدت چهار سال از محضر علما و اساتید آن حوزه بهره برده و به درخواست پدر در سال 1215 هـ ق از نجف به خراسان برمی گردد .
به علت نابسامانی اوضاع حکومتی در تربت حیدریه و زاوه و بی ثباتی و نابسامانی خوانین و هرج و مرج ، شاید هم به علل دیگر ، وی همراه پدرش شیخ حسن و برادرش محمدحسن با خانواده از مشهد امام رضا(ع) به هرات رفته و در آنجا که در آن دوران نقطه از خاک ایران و خراسان بزرگ بوده است سکنی می گزیند .
در مدت کوتاهی با عملکرد صحیحی که داشت و با درستکاریش و سابقه درخشانی که خانواده شیخ حسن در زاوه داشته اند ، در هرات نیز سرشناس شده و دارای آبرو و اعتبار خاصی می گردد .
محمد علی که دارای هوش سرشاری و دارای زکاوت و درایت بوده ، راه پدر را ادامه داده و همراه با پدرش شیخ حسن به رفع امور و مشکلات قضایی و مسائل دینی و شرعی مردم آن سامان می پردازد و مورد وثوق و احترام و اعتبار مردم هرات قرار می گیرد .
محمد علی در اندک مدتی بر مسند و کرسی قضاوت پدر که رو به پیری و کهولت بوده است می نشیندو تصمیم به ماندن در آن ناحیه را گرفته و به خدمت خلق کمر همت می بندد .
(( سردار اسحاق خان قرایی و آبادانی قلعه تربت به دست او ))
سردار اسحاق خان قرایی پس از اینکه قدرت را از نجفقلی خان امیر قرا تاتار گرفت و او را به قتل رساند ، جای او را می گیرد و حاکم بر منطقه تربت و ملوک اطراف می شود . شروع به مرمت و بازسازی قلعه تربت که در اثر حملات ازبکها ، ترکمنها و افغانها ویران شده بود ، می نماید و به همت او تربت حیدریه از نو ساخته می شود .
اواخر دهه قرن دوازدهم حدود سالهای 1190 هـ ق و اوایل قرن سیزدهم حدود سال 1211 هـ ق اقدام بزرگ این مرد در نوسازی و آبادانی تربت حیدریه صورت می پذیرد .
برج و باروری عظیمی بر قلعه ی تربت حیدریه بنا می کند که بعدها به "برج و بهری" اسحاق خان خوانده شد و معروف گردید . در همان دوران اقدام به ساختن حوض انبار ، مسجد ، حمام و بازار سرپوشیده و راسته بازار می نماید . حدود و حصار شهر را مشخص می کند و به سامان دهی اوضاع شهر می پردازد . و در آن زمان است که از خانواده قاضی می خواهد که از هرات به تربت هجرت کنند .
(( سرنوشت خراسان بزرگ و هرات و محدوده آن ))
از شرق خراسان از تربت حیدریه تا تایباد ، هرات و شهرها ی اطراف هریر رود ، ولایت بادغیس تا ( غور ) غزنه و با میان جزء ایران و خراسان بوده است که بعد از فتحعلی شاه قاجار یعنی در زمان ناصرالدین شاه قاجار در بلاد خراسان بی ثباتی ظاهر می شود و شمال شرقی خراسان ، از جمله مرو ، هرات ، بلخ ، بخارا و خوارزم که آبادترین و پرجمعیت ترین و مشهورترین بخشهای خراسان بود از کشور ایران جدا شده و قسمتی مثل مرو جزءروسیه (ترکمنستان) گردید و قسمتی مانند : هرات و بلخ به افغانستان تبدیل گردید . ولی در آن زمان که محمدعلی فرزند شیخ حسن در هرات بر کرسی درس و قضاوت و فقاهت نشسته بود و پدر با کهولت سنی که داشت همراه او بود و در مسائل بغرنج و مشکل او را یاری می رساند . هرات جزء خاک خراسان بزرگ و جزء خاک ایران بود که بعدها در زمان ناصرالدین شاه همان طور که قبلاً گفتم ، از ایران جدا شد .
((( معرفی شیخ حسن به سردار اسحاق خان قرایی و علت هجرت محمدعلی از هرات به تربت حیدریه )))
همانطور که در قبل گفته شد ، پس از اینکه سردار اسحاق خان قرایی قدرت را از نجفقلی خان می گیرد و به مرمت و بازسازی قلعه تربت در سال 1211 هـ ق می پردازد . وی که مستظهر به روابط دوستانه اش با امیر کابل بود ، اداره و حکومت ولایت غوریان را که در ده تا دوازده فرسنگی هرات می باشد و این ولایت در زمانیکه حسین خان ، سردار خراسان بود ، به سعی او بدست آمده ، به سردار اسحاق خان قرایی سپرده شده بود . سردار اسحاق خان نیز این قلعه و حکومت آنرا به برادر زاده خود یوسفعلی خان واگذار می کند و او که بعدها والی هرات می شود ، با شیخ حسن و پسرش محمد علی آشنا شده و به هوش و درایت ، کیاست و فراست و علم و قضاوت آنها پی برده ، به آنها ارادت پیدا می کند و با توجه به اینکه آنها اصل و نسبشان از تربت و زاوه بوده است لذا او ، محمد علی و پدرش را به سردار اسحاق خان قرایی معرفی می نماید .
سردار اسحاق خان قرایی که در پی چنین شخصی برای امور دینی و اداره امور قضایی تربت حیدریه بوده است و کمبود فردی را برای قضاوت در تربت حیدریه احساس می کرده است و هم چنین نیاز مردم تربت حیدریه را به فقیهی چون او تشخیص داده بود . به توصیه یوسف علی خان از شیخ حسن و پسرانش محمد علی و محمد حسن دعوت به عمل می آورد که برای رسیدگی به امور شرعی و فقهی و امور قضایی اهالی تربت حیدریه و رفع مشکلات مردم از هرات به تربت حیدریه عزیمت نمایند و در این ولایت ساکن شوند .
شیخ حسن که به علت پیری و کهولت سن ، تغییر مکان و هجرت از هرات به تربت حیدریه برایش مشکل بوده است ، لذا فرزند خود محمد علی را که جوانی شایسته و لایق برای این مأموریت می داند .
این مهم را به پسر ارشدش محمد علی واگذار کرده و او را همراه با برادرش محمد حسن و به خواست سردار اسحاق خان قرایی ، راهی تربت حیدریه می نماید .
محمد علی که در آن سالها در هرات در حوزه علمیه به درس و بحث مشغول بوده و طلاب زیادی در درس ایشان حاضر می شده اند و در قضاوت سر رشته ای داشته در سال 1217 – 1218 هـ ق در سن 23 – 24 سالگی قبل از جدایی هرات از ایران همراه برادرش محمد حسن به دستور پدر و درخواست اسحاق خان قرایی به تربت حیدریه مهاجرت می کند .
سردار اسحاق خان قرایی از آنها استقبال کرده و محلی را برای زندگی و اسکان در تربت حیدریه به آنها اختصاص می دهد و مکانی را هم در همانجا برای کار و قضاوت آنها تعیین می نماید .
به مرور آن محله توسعه پیدا کرده و جدا از اینکه محل سکونت ایشان می گردد مکانی هم می شود برای رسیدگی به امور و مسائل شرعی و حل و فصل مسائل قضایی و رسیدگی به شکایات مردم و کم کم که محمد علی و محمد حسن تشکیل خانواده داده و تعداد خانواده ی آنها زیاد می شود ، اقوام و بستگان در آنجا ساکن می شوند . آن محل به کوچه قاضیان معروف می گردد که مردم با گویش محلی به آن (کوچه قضیو) می گفتند .
به عبارتی از انتهای خیابان قائم فعلی تربت (تپه سنگ کنه) شروع می شده است و تا ابتدای محله ی مظفریه امتداد داشته است که تا سالهای اخیر در تربت حیدریه مردم آن محل را به کوچه قاضیان می شناختند .
فرزندان شیخ حسن به حاج محمد علی قاضی و حاج محمد حسن قاضی مشهور می شوند . محمد علی قاضی با عملکرد صحیح و قضاوتهای عادلانه اش کم کم از قرب و منزلت خاصی در ناحیه تربت حیدریه و چهار بلوک آن برخوردار ، و شخصیتی معروف و محبوب و مورد وثوق و اطمینان مردم می گردد .
حاج محمد علی قاضی در حدود سالهای 1219 هـ ق تا 1228 هـ ق در تربت حیدریه و نواحی چهارگانه و چهاربلوک تربت از مناطق بایگ ، رشتخوار ، زاوه ، تربت حیدریه چهار همسر اختیار می کند مناسباتی با مردم و اهالی تربت و اطراف و ولایات داشته است ، دارای نفوذ زیادی بوده و از اعتبار خاصی در تربت و جلگه های اطراف و منطقه ، برخوردار بوده است که در آن دوران به قاضی بزرگ اشتهار می یابد .
حاج محمدعلی قاضی از همسر زاوه و رشتخوار فاقد اولاد بوده ولی از همسر بایگ و تربت دارای فرزندان متعدد و نوه های زیادی می شود که کلاً به سه شاخه منشعب می شوند . 1)اولاد قاضی تربتی – 2)اولاد قاضی – 3)اولاد قاضیان .
از فرزندان قاضی بزرگ ، حاج اسماعیل و کربلایی محمد از ذوجه تربت و شیخ احمد و ملا عبدالکریم ، از ذوجه بایک را می توان نام برد که در دوران حکومت احمد شاه تا اواخر حکومت رضا شاه و ابتدای سلطنت محمد رضا شاه می زیسته اند .
حاج محمد علی قاضی بعد از عمری با برکت با کهولت سنی که داشت در زمان ناصرالدین شاه قاجار با همسراولش که از منطقه بایگ تربت بوده است با تعدادی از اهل خانواده به منطقه ی بایگ تربت هجرت کرده و سالهای پایان عمر را در آنجا سپری می کند .
وی در سال 1275 هـ ق در سن هشتاد سالگی جهان فانی را وداع کرده به لقاء حضرت حق می شتابد . مزار او زیارتگاه مردم آن سامان می باشد وبه مقبره قاضی بزرگ معروف است . آرامگاه او همراه با سه مقبره دیگر از بستگانش در قبرستان عمومی بایگ به صورت برجسته و حدوداً یک متر بالاتر از زمین با میل سنگهای بلند تا سالهای اخیر ، دهه دوم انقلاب اسلامی ایران وجود داشته است و چند سالی است که سنگ ها و ظواهر قبرها تخریب شده و آن محل تبدیل به فضای سبز و پارک گردیده است . و فقط یکی از میل سنگها موجود می باشد . از محمد علی قاضی اثر و مکتوبی در دست نیست .
نوشته و تقریراتی داشته که از نجف با خود به هرات آورده است و در موقع هجرت از هرات به تربت مفقود می گردد . از تاریخ تولد و سال فوت شیخ حسن پدر محمدعلی و محمد حسن و هم چنین محل دفن او خبری در دست نیست .
برادر محمد علی قاضی ، محمد حسن در تربت حیدریه در جوار مزار قطب الدین حیدر دفن می گردد .
محکمه و محل زندگی آنها که در همان ناحیه کوچه قاضیان می باشد و املاک آنها که در همان محدوده از ابتدا تا انتهای کوچه قاضیان بوده و از محل مجرای قنات جاریه دایره ی کوچه قاضیان آبیاری می شده است توسط اولاد و نوادگان محمد علی و محمد حسن وقف گردیده است .
بطوریکه در وقف نامه آمده است ، واقف آن آخوند ملا عبدالجواد قاضی ، خلف حاج ملا رجب علی در تاریخ 1304 هـ ق وقف نموده تا عایدات آن در تعزیه اباعبدا.. الحسین(ع) هزینه شود و یک دوم عایدات آن را هم جهت فقرا و سادات در نظر گرفته اند که این وقف نامه به تأیید صدرالعلما و چند تن از علما ی آن زمان رسیده و در زمان امام جمعه تربت حیدریه ، حاج آخوند ملا عبدالله تنظیم گردیده است . که وقف نامه آن محل هم اکنون در اداره اوقاف موجود می باشد . روحش شاد و راهش پررهرو باد .
شنبه 8/10/86 مطابق با 18 ذیحجه سال 1428 هـ ق مصادف با عید غدیر خم
غلامرضا قاضی (شاپور)