در باره شهرستان تربت حیدریه
به گزارش ایرنا 'مجید سرسنگی' روز سه شنبه در جمع خبرنگاران در تربت حیدریه افزود: در راستای این بی عدالتی در حوزه فرهنگ و هنر بیش از 90 درصد بودجه تخصیص یافته توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به تئاتر، تنها سهم شهر تهران است.

سرسنگی در ادامه با اشاره به استقبال از فیلمها و برنامه های خارجی به رغم وجود شبکه های مختلف ایرانی گفت: تهدید فرهنگی به عنوان تهدیدات نرم، نسلها را آفت زده می کند که این امر جدیتر از جنگ سخت افزاری در جامعه است.

وی افزود: سندی در رابطه با حوزه فرهنگ و هنر در دولت و وزارتخانه مربوطه تعریف نشده و بودجه ای نیزصرف تقویت فرهنگ و هنر شهرستانها نمی شود.

رییس خانه هنرمندان ایران گفت: 'هنرهراسی' سالها است که بین مسوولین نهادینه شده و جسارت آنها در این حوزه از بین رفته است.

وی در ادامه به فعالیت بیش از 200 هزار هنرمند در سطح کشور اشاره و بیان کرد: هنرمند بخش منتقد جامعه است و بخاطر ریزبین بودن این قش، آنها باید در جامعه تقویت شوند.

سرسنگی افزود: ساز و کار فعلی فرهنگ و هنر کشور اگر به حالت کنونی باشد نمی توان از فعالیت هنرمندان شهرستانی یک جهش چشمگیر انتظار داشت.

وی تاکید کرد: هنرمندان شهرستانی باید با حمایت مسوولین در هر شهر خانه هنرمندان و پایگاهی برای بروز استعدادها و خلاقیتها تشکیل داده و به مسائل فرهنگی و هنری کمک کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393ساعت 11:50  توسط کاظم خطیبی  | 

ˈرضا حسن زادهˈ روز دوشنبه در جمع خبرنگاران در تربت حیدریه افزود: جشنواره منطقه ای سینمای جوان با حضور هفت استان کشور شامل آذربایجان شرقی، گلستان، ایلام، بوشهر، سیستان و بلوچستان، تهران و خراسان رضوی از 22 تا 25 شهریور ماه امسال برگزار می شود.

وی آثار ارسالی به دبیرخانه این جشنواره را در حوزه های فیلم داستانی، مستند، تجربی، پویا نمایی، عکس و فیلمنامه نویسی ذکر کرد.

وی ادامه داد: 261 اثر در حوزه فیلم داستانی، 106 اثر در حوزه مستند، 130 فیلم پویانمایی، 54 فیلم تجربی و در حوزه مسابقه فیلم نامه نویسی 245 اثر و در بخش عکس 1074 اثر به این جشنواره ارسال شده است.

حسن زاده اظهار کرد: آثار ارسالی از سراسر کشور توسط سه نفر از اساتید برجسته دانشگاه ها و مدرسین حوزه فیلم و عکس در ستاد مرکزی جشنواره در تهران بررسی و به جشنواره راه پیدا می کنند.

وی با اشاره به افزایش 20 درصدی آثار رسیده در این جشنواره نسبت به جشنواره قبل افزود: این جشنواره اولین بار است که در مرکز یک شهرستان برگزار می شود.

وی گفت: بیش از یک پنجم آثار پذیرفته شده در این جشنواره متعلق به خراسان رضوی است.

حسن زاده افزود: 50 نفر در قالب هشت کمیته اسکان و پذیرایی، تشریفات، سالن ها، نمایشگاهها، افتتاحیه و اختتامیه، حراست و امنییت و مراسم در برگزاری این جشنواره به طور مستقیم فعالیت می کنند.

وی گفت: این جشنواره با مشارکت انجمن سینمای جوان ایران، شهرداری و با پشتیبانی و حمایت شورای اسلامی شهر تربت حیدریه در سه بخش فیلم کوتاه ، فیلمنامه و عکس اجرا می شود.

وی بیان کرد: آثاری که موفق به کسب رتبه های برتر و تندیس این جشنواره شوند به عنوان بهترین فیلم داستانی، مستند، تجربی، پویانمایی و بهترین فیلم جشنواره به بخش مسابقه سی و یکمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران راه پیدا می کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم شهریور 1393ساعت 13:8  توسط کاظم خطیبی  | 

رسول معصومی ثانی کودک 5ساله بردسکنی در گفت و گو با خبرگزاري دانشجويان ايران(ایسنا)- منطقه خراسان،  گفت: از سن 3سالگی همراه تعزیه خوانان شهرستان لباس می پوشیدم و با آنها همکاری داشتم که درآن زمان نقش حضرت  سکینه(س) را به من دادند وپس از آن در تعزیه‌های حضرت مسلم ابن عقیل نقش فرزند هانی، تعزیه امام حسین (ع) نقش حضرت سکینه، تعزیه حضرت علی اکبر(ع)  نقش حضرت سکینه و تعزیه وفات حضرت رقیه (س) نیز نقش حضرتش را ایفا  کردم.


حاج علی محمد کاظمی با بیش از 120 سال سن یکی از کهنسال ترین تعزیه خوانان کشوراست که درروستای هدک از توابع بخش مرکزی بردسکن، درایام سال به ویژه درایام محرم و صفر نقش‌های مختلف به ویژه امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) را اجرا می کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1392ساعت 12:40  توسط کاظم خطیبی  | 

رئيس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي تربت حيدريه روز گذشته در گفت وگو با خراسان از راه يابي نمايش «تمام من همه عدو» از اين شهرستان به جشنواره تئاتر کشوري «صاحبدلان» که در تهران برگزار مي شود، خبر داد. «غلامرضا نجفي» روز گذشته افزود: اين اثر کاري از گروه نمايش «روژان» به کارگرداني «محمدهادي وکيلي» و نويسندگي «مرتضي شاه کرم» است که در بيست و سومين جشنواره رضوان استان در مشهد مقدس به روي صحنه رفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392ساعت 9:9  توسط کاظم خطیبی  | 

به همت گروه‌های مختلف نمایش شهرستان و با همکاری برخی ادارات توانستیم دریک ماه گذشته 4 تئاتر را در شهرستان اجرا کنیم که با استقبال چشمگیر مردم مواجه شد.


وی این تئاترها را شامل «یارانه‌ای برای حبه انگور»، «دیجیتال»، «ارتفاعات الله اکبر» و «ازدواج یارانه‌ای» اعلام کرد.

رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بردسکن از راه‌یابی تئاتر ارتفاعات الله اکبر به جشنواره سراسری دفاع مقدس خبرداد و گفت: این تئاتر جز 10 تئاتر استان خراسان رضوی است که توانست به این جشنواره راه پیدا کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1392ساعت 21:14  توسط کاظم خطیبی  | 

جلال تجنگى متولد ۱۳۵۴در تربت حیدریه است و از دانشگاه سينما تئاتر مدرك كارشناسى ارشد ادبيات نمايشى اخذ كرده است. وى تا به حال ۸ نمايش را به صحنه برده است. .

وى سال ۷۸ با اجراى «ته جاده» به تالار مولوى آمد و همچنين سال ۷۹ و ۸۰ در سالن شماره ۲ تئاتر شهر «باران بر بام» را كار كرد. تجنگى طى سال هاى اخير در حوزه هاى اجرايى تئاتر و جشنواره هاى مختلف كار كرده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 10:0  توسط کاظم خطیبی  | 

رئيس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان رشتخوار گفت: نمايش «زير اين باران بي پايان» توليد انجمن هنرهاي نمايش رشتخوار در آستانه بهار اجرا شد. مهدي يپرم در گفت وگو با خبرنگار ما گفت:نمايش «زير اين باران بي پايان» به نويسندگي و کارگرداني هادي وکيلي در تالار شهيد آويني روي صحنه رفت و بيش از ۸۰۰تماشاچي داشت. وي افزود: اين نمايش که حاصل تلاش هنرمندان تئاتر رشتخوار است، ۲ روز پذيراي علاقه مندان هنرهاي نمايشي بود. وي تصريح کرد: اين نمايش با هدف حمايت از اجراي نمايش با موضوعات ارزشي که منتخب جشنواره تئاتر استان خراسان رضوي است براي مردم اجرا شد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 23:33  توسط کاظم خطیبی  | 

‏"سهراب سلیمی" درخصوص چگونگی برگزاری این ورک شاپ، درابتدا یادآورشد: من ازسال ‏‏53 برگزاری ورک شاپ دراستان مازندران را دربرنامه های کاری خود داشتم. درآن زمان به ‏همراه "آرمان امید"،"داوود دانشور" و"بهروزبقائی" وآقای خسروی به آموزش افراد این استان ‏پرداختیم که ازنتایج آن ورک شاپ شناساندن"علی عمرانی"،"محمد عمرانی" و"جواد پیشگر" ‏وهنرمندان دیگری بود که درخانواده تئاترفعال هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1390ساعت 22:39  توسط کاظم خطیبی  | 

دي ماه سال گذشته، يعني ۳ ماه بعد از اين که طرح بزرگ ترين پروژه نمايشي تاريخ استان به انجمن هنرهاي نمايشي ارائه شد، اين طرح مورد استقبال مسئولان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي قرار گرفت و مقرر شد اين نمايش برگرفته شده از داستان سياوش شاهنامه فردوسي طي مدت باقي مانده تا ۲۵ ارديبهشت ۹۰ سالروز بزرگ داشت فردوسي آماده و در اين زمان اجراي آن آغاز شود ولي در حالي که بخشي از اقدامات مربوط به توليد موسيقي اين اثر انجام شده بود و عوامل نمايش حدود ۴۰ روز در آمفي تئاتر شهيد هاشمي نژاد مشهد به تمرين پرداخته بودند، خبر تعطيل شدن اين پروژه اعلام شد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت 23:37  توسط کاظم خطیبی  | 

كه در غروب سه شنبه سوم دي ماه در محل فرهنگسراي نياوران با حضور دكتر طهمورث ساجدي ، عليرضا بهنام ، دكتر سهراب فتوحي ، مريم روشن ، دكتر امير زنجانيان ، يوسف عليخاني ، دكتر محمد روشن ، ترانه مسكوب ، جلال سرفراز ، فرزانه قوجلو ، سيروس علي نژاد ، جمشيد ارجمند ، مه جبين مهاجر ، محمود فاضلي بيرجندي ، ناهيد طباطبايي ، محمد گلبن ، عباس جعفري ، مريم شرافتي ، فريبا ميرشكرابي ، دكتر حسينعلي طباطبائي ، نسترن نسرين دوست ، حميد جاني پور ، پرويز جاهد و منتقديم سينمايي و سردبيران نشريات ادبي برگزار شد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 12:15  توسط کاظم خطیبی  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 16:17  توسط کاظم خطیبی  | 


تربت حيدريه-علي داها:نمايش «قل آباد» توانست با حضور در ششمين جشنواره تئاتر كانون هاي نمايش شهرداري هاي كشور، با كسب ٦مقام برتر، هنر بازيگري انجمن نمايش تربت حيدريه را به نمايش گذارد.به گزارش خبرنگار ما از تربت حيدريه، «قل آباد» به كارگرداني محمد حسن زاده تنها نمايش ارائه شده شرق كشور در اين جشنواره بود كه توانست ٦جايزه را به خود اختصاص دهد.رسول وحدت بازيگر نقش اول مرد مقام دوم، محمد حسن زاده، كارگردان «قل آباد» مقام سوم، مهدي حسني مقام اول موسيقي و اسماعيل بايگي مقام دوم نويسندگي را در اين جشنواره كسب كردند.لازم به ذكر است در اين جشنواره از طراحي صحنه نمايش «قل آباد» توسط رضا حسن زاده و طراحي لباس توسط حكيمه خاكسار قدرداني شد.٢٥گروه نمايشي در بخش صحنه اي در اين جشنواره با يكديگر به رقابت پرداختند كه «قل آباد» موفق ترين نمايش شهرستاني حاضر در آن بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 8:30  توسط کاظم خطیبی  | 

 

مشهد ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۸/۲ ‬
داخلي.فرهنگي.تئاتر.قل آباد.تربت حيدريه.داستان.عكس.
تئاتر " قل آباد " به كارگرداني "محمد حسن زاده" و بر اساس داستاني "فولكلور" است كه به بيان رسومات آئيني مردم تربيت حيدريه مي پردازد ، اين تئاتر به مدت 15 شب در تالار انديشه اين شهرستان برپا مي باشد

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 18:28  توسط کاظم خطیبی  | 

«مصلوب كوفه» در تربت حيدريه به روي صحنه رفت
تربت حيدريه، علي داها - نمايش «مصلوب كوفه» به كارگرداني هادي وكيلي در تالار نمايش انديشه تربت حيدريه به روي صحنه رفت.
وكيلي در اين نمايش به واكاوي ترديدهايي مختلف در قالب يك نمايش تاريخي و مذهبي پرداخته است.«مصلوب كوفه» سرگذشت زني را روايت مي كند كه مجذوب جذبه علي گشته و تا كوفه سير سلوك كرده است. اما پا در كوفه اي مي گذارد كه علي از آن پركشيده است. «مصلوب كوفه» را مژگان سلطاني به رشته تحرير درآورده است.
اين نمايش كه مريم دلير، اكرم عليپور و اصغر آقاحسيني در آن به نقش آفريني پرداخته اند با موسيقي متن امين همايونمهر و علي صفري همراه است.
اين نمايش به مدت ٥ شب در سالن انديشه اجرا شد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 15:21  توسط کاظم خطیبی  | 

برترين هاي جشنواره تئاتر بسيج خراسان رضوي معرفي شدند


سميه صادقي-نهمين جشنواره تئاتر بسيج خراسان رضوي باعنوان «سبزترين سرخ» يادواره شهدا و سرداران بسيجي استان با معرفي تئاترهاي برتر در مجتمع فرهنگي غدير مشهد پايان يافت.دبير اين جشنواره گفت: با توجه به دستورالعمل ابلاغي و فراخوان سال ٨٦، نيروي مقاومت بسيج از اول ارديبهشت تا آخر تيرماه، ٤٧ متن نمايشي به ستاد جشنواره رسيد كه از اين تعداد٣٧ متن از لحاظ محتوايي توسط نمايندگي ولي فقيه بسيج استان تاييد شد.سرهنگ حسين مشكي با بيان اين مطلب كه از اين تعداد، ٣٣متن از ١٣شهرستان و رده هاي مختلف بسيج مورد بازبيني قرار گرفت، افزود: در نهايت ١٢كار در گروه بزرگسالان و دانش آموزي به جشنواره راه يافت.وي تئاترهاي «پوتين هاي پايدار» از مشهد و «آينه در آينه» از تربت حيدريه را به عنوان تئاترهاي برتر اين جشنواره اعلام كرد و افزود: اين دو اثر به جشنواره سراسري كه ٢٠آبان سال جاري در استان ايلام برگزار مي شود، راه يافت.لازم به ذكر است، مراسم افتتاحيه اين جشنواره ٢٩مردادماه در محل توان بخشي جانبازان امام خميني برگزار شد و گروه هاي شركت كننده ٣٠ و ٣١ مردادماه در ٣سالن غدير، هاشمي نژاد و كانون بسيج جوانان به رقابت پرداختند.

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 20:38  توسط کاظم خطیبی  | 

                ملك‌جهان  خزاعي

ملک جهان خزایی

      
ملك‌جهان خزاعي سال ۱۳۲۸در روستاي حيدرآباد شهرستان تربت حيدريه متولّد شد. در چهارده سالگي به انگلستان رفت و در شانزده سالگي وارد دانشگاه شد. در سال ۱۹۶۷در رشته‌ي هنرهاي زيبا (نقّاشي و مجسمه سازي) از دانشگاه لندن فارغ‌التحصيل شد و در ۱۹۷۲ در رشته‌ي مديريت هنري از مدرسه‌ي «افليد يونيورسيتي كالج لندن» فوق ليسانس گرفت و دوره‌ي كارآموزي را در «رويال شكسپيركمپاني» گذراند. او پيش از شروع فعاليت در سينما ، سال ۱۹۷۰، در «رويال‌كورت» لندن طراح صحنه‌و لباس‌بود.

ملك‌جهان در همين سالها نويسنده‌ و تصويرگر دو كتاب «سنگ صبور» و «شاهزاده آهو» در فرانسه بود و جايزه‌ي بهترين نويسنده و تصويرگر كتاب سال را دريافت كرد و نويسنده‌ي برگزيده‌ي انجمن زنان در فرانسه شناخته‌شد. وي درآنجا طراحي صحنه و لباس نمايش‌هاي : مها بهارتا ، سه قطره خون ، اين موجود شگفت‌انگيز ، دون ژوان ، و رستمي ديگر اسفندياري ديگر را بر عهده گرفت و تجربيات بيشتري آموخت.

خزاعي در سال ۱۹۷۲به دعوت «وزارت فرهنگ‌وهنر» به ايران بازگشت و با سِمَت طراح دائمي اداره‌ي تئاتر به كار پرداخت. در اين سالها با هنرمنداني چون : عزت‌الله انتظامي ، داوود رشيدي و ركن‌الدين خسروي در بيش از ۴۵ نمايش ازجمله : سنگ و سُرنا (نصرت پرتوي) ، بنگاه تاترال (علي نصيريان) ، غروب در دياري غربت، قصه‌ي ماه پنهان و سگي در خرمن جا ( هرسه به كارگرداني عباس جوانمرد) همكاري كرد. وي در همين سالها در ايران طراح صحنه و لباس چند سريال تلويزيوني ازجمله : سمك عيار (۱۳۵۴) و افسانه‌هاي كهن فارسي (۱۳۵۶) ؛ و در اروپا ، طراح صحنه و لباس فيلم‌هاي : صحراي تاتارها(۱۹۷۸) ، ملاقات با مردان استثنايي (۱۹۷۸) ، رقص‌هاي مقدس (۱۹۸۱) ، در غربت و مهابهارتا (۱۹۹۱) و اولين پل (۱۹۹۲) بود.

فيلم «شازده احتجاب» (بهمن فرمان‌آراء ـ ۱۳۵۳) نخستين فيلم سينمايي است كه ملك‌جهان طراحي صحنه و لباس آن را در ايران انجام داد. او در سال‌هاي قبل از انقلاب در چند فيلم ديگر كار كرد كه شاخص‌ترين آنها : سايه‌هاي بلند باد و ملكوت است. او در سال‌هاي بعد از انقلاب پس از تجربه‌هاي فراواني كه در انگلستان و فرانسه كسب كرده‌بود طراحي صحنه و لباس تعداد زيادي از فيلم‌هاي سينمايي را عهده‌دار بوده كه مي‌توان : بلندي‌هاي صفر (۱۳۷۲، عاشق فقير (۱۳۷۴)، دل و دشنه(۱۳۷۴)، ضيافت (۱۳۷۴)، غزال (۱۳۷۵، فصل پنجم (۱۳۷۵ ، تولد يك پروانه (۱۳۷۶) ، دو زن (۱۳۷۷ ، صنم (۱۳۷۸، به كارگرداني پسرش رفيع پيتز) ، دختران خورشيد (۱۳۷۸) ، نسل سوخته (۱۳۷۸) ، تيك (۱۳۷۹) ، باران (۱۳۷۹) ، دختري به‌نام تُندر (۱۳۷۹ ، بانوي كوچك (۱۳۸۰) و دخيل (۱۳۸۱ را نام‌برد.

ملك‌جهان خزاعي كه جزءِ صد چهره‌ي برتر در يك قرن اخير در هنر سينما شناخته شده‌است سال ۷۲ از جشنوارةي فيلم فجر سيمرغ بلورين را براي بهترين صحنه‌ آرايي فيلم «بلندي‌هاي صفر» و سال ۷۶ ديپلم افتخار بخش بين‌المللي را براي طراحي صحنه و لباس فيلم «تولد يك پروانه» دريافت‌كرد.  

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 12:47  توسط کاظم خطیبی  | 

عبدالحسين

 

نوشين

 

 

 

عبدالحسین نوشین

 

 

 

سيّد عبدالحسين نوشين متولّد ۱۲۸۲ تربت حيدريه ، يكي از پايه‌گذاران هنرِ نوين تئاتر در ايران است كه نمايشنامه‌هاي بزرگ و ماندگاري را  به روي صحنه آورد كه موجب آبرو و حيثيت هنر تئاتر در ايران گرديد.

او در جواني ساكن مشهد بود و سپس به تهران آمد و به كارِ هنرپيشگي پرداخت. در اواخر سال ۱۳۱۲پس از بازگشت از اروپا با بانو لُرتا هايراپتيان تبريزي ( متولّد ۱۲۹۰ تهران ، خواننده‌ و بازيگر پرآوازه‌ي تئاتر و سينما) ، ازدواج كرد. بانولرتا پس از ازدواج با نوشين اندوخته‌هاي هنري و دانش علمي خود را  در رشته‌ي تئاتر در اختيار نوشين قرار داد و اين دو با استعدادهاي ويژه و خاصّ ، مدارج ترقي و تعالي را به سرعت پيمودند و اساس تئاتري بي‌نظير را در ايران پي ريختتند.

 

بانو لرتا اولين زن ايراني است كه در كلوپ ايران برنامه‌هاي اُپرت اجراكرد. نخستين نمايش اين تئاتر «توپاز» اثر مارسل پانيول بود و چندي بعد اين دو ، تئاتر «نكوئي» را گشودند. سال ۱۳۱۳ در اين تئاتر به هنگام برگزاري هزاره‌ي فردوسي، نمايشنامه‌‌هايي براساس داستان‌هاي شاهنامه به روي صحنه آمد. نوشين در اين نمايش نقش رستم را بر عهده داشت. پس از اين اجرا هردو موفق به اخذ مدال مخصوص فردوسي در جشنواره شدند و اين دو تئاتر را به اندازه‌ي قدرت پيش راندند.

سال ۱۳۱۴ نوشين و لرتا در جشنواره‌ي مسكو شركت كردند و از آنجا به مدت يك سال راهي پاريس شدند. نوشين در بازگشت به سال ۱۳۲۳ تئاتر فرهنگ را بازكرد و نخستين نمايشنامه‌اي كه در آن اجراكرد «وِلپِن» اثر بن جانسون بود. سپس اين دو در تئاتر فردوسي «پرنده‌ي آبي» اثر مترلينگ را به روي صحنه آوردند.

نوشين با دقت و وسواس بيش از حد كار مي‌كرد و نمايشهاي او در موقع خود سوكسه‌ي فوق‌العاده‌اي داشت. حذف سولفور از روي صحنه و جلسات بحث درباره‌ي نمايشنامه ، از نوآوريهاي او بود. وي كسي بود كه در اجراي نمايشنامه‌ي ولپن ، براي اولين بار لباسها و دكورها را به همان نمونه و سبك اروپايي به روي صحنه آورد.

عبدالحسين نوشين مي‌توانست در صحنه‌هاي هنري و تئاتر ايران و جهان يكي از بزرگان و ابرمردان باشد ولي وي در كنار امور هنري به فعاليتهاي سياسي نيز مي‌پرداخت و پس از اينكه به كارهاي سياسي كشانده شد تا حدود زيادي به هنرِ والاي او لطمه خورد و از خلق و اجراهاي آثار بزرگان هنر در دنيا هر روز فاصله گرفت. وي دركناركارهاي ارزنده و شايان توجهي كه انجام داد به تأسيس كلاس براي هنرپيشگان نيز پرداخت و شاگردان بزرگي چون : حميد قنبري ، توران مهرزاد، حيدر صارمي ، محمدعلي جعفري ، شهلا رياحي، مصطفي اسكوئي، ايرج ساويز ، اصغر تفكري، صادق بهرامي، محمد زندي، ايرن زازيانس، اكبر مشكين ، عزت‌الله مقبلي، محمدعلي ورشوچي و... را تحت تعليم قرارداد كه بعدها در تئاتر و سينماي ايران چهره‌هاي بزرگي شدند.

سيد عبالحسين نوشين را به حق و گواهي بسياري از بزرگان اين هنر ، مي‌توان پايه‌گذار تئاتر ايران ، تئاتر واقع‌گرا و رواج‌دهنده‌ي شيوه‌هاي نظري ، علمي، در نيمه‌ي نخست قرن بيستم دانست. از آثار مشهور وي مي‌توان : ترچمه‌ي پرنده‌ي آبي، ترجمه‌ي روسپي بزرگوار، ترجمه‌ي ولپن، ترجمه‌ي هياهوي بسيار براي هيچ، خروس سحر ، ايده‌آل و مردم و اعماق اجتماع را نام برد. وي همچنين در دوران اقامت خود در خارج از ايران با شرق شناسان روسي بر تصحيح متن انتقادي شاهنامه‌ي فردوسي در مسكو همكاري داشته‌است. واژه‌ي «ماهكِ شاهنامه» از اين سلسله مطالعات او در ايران به چاپ رسيده‌است. 

عبدالحسين نوشين در سال ۱۳۲۹ راهي مسكو شد و سال ۱۳۴۹ در خارج از ايران بدرود حيات گفت. مرحوم نوشين و لرتا پسري به‌نام «كاوه» دارند كه مقيم اتريش است و بانو لرتا حدود سال ۵۷ نزد پسرش رفت و در آنجا به زندگي ادامه داد تا اينكه او هم در فروردين ماه ۱۳۷۷ در وين درگذشت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 21:30  توسط کاظم خطیبی  | 

گفت وگو با ستاره اسكندری بازیگر نقش نرگس

ناگهان نرگس
219225.jpg
مهربانو ابدی دوست: ستاره اسكندری در سریال نرگس با موقعیت پیش بینی نشده ای روبه رو شد. قرار نبود او در نرگس بازی كند. مرگ پوپك گلدره اتفاقی بود كه به دیده شدن او منجر شد. اما این مسئله همه ماجرا نیست. ستاره اسكندری بازیگری با پرونده نسبتا قابل قبولی است كه با پذیرفتن بازی در نقش نرگس، موقعیت سختی را برای خود رقم زد. اسكندری متولد ۱۳۵۳ در تربت حیدریه و دانشجوی انصرافی رشته مترجمی زبان است كه در سال ۱۳۷۲ برای بازیگر شدن قید رشته اش را زد. او كار تئاتر را به صورت تجربی با كسانی چون اصغر فرهادی و پریسا بخت آور در دانشگاه تهران شروع كرد.
بازی در آخرین كار تئاتر اصغر فرهادی بعد ها او را به بازی در داستان یك شهر یكی از موفق ترین تجربه های تلویزیونی در این سال ها كشاند. البته اسكندری قبل از داستان یك شهر از سال ۷۸ با بازی در تئاتر دندون طلا جذب تئاتر حرفه ای شد. خود او می گوید كه در تلویزیون این شانس را یافته كه با بازی در كنار حسن پورشیرازی به تئاتر دندون طلا برود و جالب این كه حضور او در نرگس نیز بی ارتباط با حضور پورشیرازی در نرگس نبوده است. اسكندری در تئاتر این شانس را یافته كه در كنار برخی از بهترین كارگردان ها و گروه های تئاتری بازی كند. برخی از فعالیت های او در تئاتر عبارتند از: رومئو و ژولیت علی رفیعی، شازده احتجاب علی رفیعی، در مصر برف نمی بارد علی رفیعی، قهوه تلخ شبنم طلوعی، سعادت لرزان مردمان تیره روز محسن علیخانی، شب هزار و یكم بهرام بیضایی و...
اسكندری آن طور كه خود می گوید بعد از رد شدن دو كار تئاترش به نام بازگشت به خانه پدری محسن علیخانی و بهمن بغداد شبنم طلوعی مجبور به ترك این عرصه می شود. این اتفاقی است كه همزمان برای برخی از بهترین چهره های تئاتری می افتد. اسكندری در تئاتر متعلق به نسلی است كه در چند سال پیش از آن به عنوان مهم ترین دستاورد تئاتر ایران یاد شد اما به ناگهان بر اثر برخوردهای نابجایی كه با آنها شد ترك صحنه كردند. در این میان برخی مانند اسكندری به بازی های تلویزیونی روی آوردند كه نمونه های بسیاری دارند و آن طور كه خود اسكندری نیز می گوید مجبور شدند از پله های نخست شروع كنند. بازی در فیلم های مواجهه ابراهیمی فر، شبانه كیوان علی محمدی و امید بنكدار، تارزان و تارزن از جمله فعالیت های سینمایی اسكندری است. ستاره سریال نرگس، بازی در سریال های مثل ماه مهربان، رستوران خانوادگی، داستان یك شهر، خانه شماره ۱۳، ایستگاه، حامی، عشق گمشده، بیگانه ای میان ما، با من بمان، ماجراهای تقی جان، گربه های هاجر و می می و مومو كارنامه بازیگری او در تلویزیون را شكل می دهد.

شما در موقعیتی حساس در كارنامه كاری تان تئاتر را ترك كردید و در تلویزیون به صورت پررنگ حضور پیدا كردید. این حضور ناشی از همان ماجرای مالی تئاتر و تلویزیون است و به دیده شدن در تلویزیون برمی گردد یا چیزهای دیگری نیز دخیل اند
به عنوان كسی كه كارم را از تئاتر شروع كردم و كارنامه ام نشان می دهد كه واقعا عاشقانه و با حساسیت در تئاتر حضور داشتم می خواهم بگویم آن چیزی كه باعث شد از اواخر سال ۸۳ دیگر كار تئاتر نكنم اعتراضی بود كه به مدیریت تئاتر داشتم. متعلق به نسلی بودم كه احساس می كردم جایگاهش مشخص نیست. مهدی سلطانی، كوروش نریمانی، شبنم طلوعی، محسن عیلخانی و... طیف گسترده ای بودند كه جایگاهشان مشخص نبود. با ما نه با مدل حرفه ای ها برخورد می كردند كه با آنها قرارداد ببندند و نه خیلی آماتور بودیم. رد شدن بدون هیچ توضیح دو كاری كه وقت زیادی برای آنها گذاشته بودم در مرحله بازبینی به این احساس بیشتر دامن زد.
متن مشكلی داشت
این در شرایطی بود كه متن ها پذیرفته شده بودند و قرار بود اجرا شوند و ما به امید اجرا اثری گذاشته بودیم.
اشاره ای نشد كه مشكل چیست
تمام اعتراض من این بود كه آیا حق نداریم بدانیم كاری كه سه ماه برایش وقت گذاشته ایم به چه دلیلی رد می شود این جا بود كه احساس كردم مسائل یك مقداری با هم تداخل پیدا كرده است. این مسئله همزمان با تغییر مدیریت های پی در پی تئاتر نیز بود كه مدام سیاستگزاری ها نیز عوض می شد و ما بدون تكلیف. من هنرمند نیز قرار نبود این چیزها را بدانم و بفهمم.
شما متعلق به نسلی بودید كه مدیران نیز بر وجود شما بسیار فخر می فروختند و آن را به حساب امتیازهای خود می گذاشتند. ولی بخش عمده ای از استعدادهای این نسل ناخواسته و به اجبار زندگی جذب تلویزیون و سینما شد.
دقیقا. این اتفاق خوشایندی نبود. ما تئاتر را در شرایطی شروع كردیم كه راهروهای تئاتر شهر چراغ نداشت. خیلی زحمت كشیدیم كه حضور داشته باشیم. آن زمان مثل الان نبود كه در تمام سالن ها اجرا باشد. زمان ركود تئاتر بود. در این موقعیت نسل من شروع به كار كرد و خیلی تلاش كرد تا باشد. ما روند خودمان را داشتیم ولی یك دفعه دیدیم اتفاق های دیگر افتاد كه انگار تعمد داشت نباشیم. نتیجه اش هم این بود كه یك عده ای از ایران رفتند و عده ای نیز جذب تلویزیون و سینما شدند. ولی اعلام كرده اند كه در حال حاضر بودجه تئاتر چند برابر شده است.
هنوز می شنوم بچه هایی كه دارند تئاتر كار می كنند دستمزدهایشان را نگرفته اند و از چند سال پیش طلب دارند.
می خواهید بگویید بخش عمده ای از دلایل ترك صحنه تئاتر مربوط به ماجرا های مالی آن بود
همه ماها با این باور بزرگ شده ایم كه قرار نیست تئاتر كار كنیم و پول در بیاوریم. چیزی كه بیشتر آزارمان داد، برخوردی بود كه با ما شد. جایگاهمان مشخص نبود. تكلیف مشخص نبود كه ستاره اسكندری با وجود كاركردن با چند كارگردان مطرح و گرفتن جایزه باز هم برای كاركردن باید ساعت ها برود پشت اتاق مدیریت در مركز كه می خواهد كار كند و برای كاركردن بیشتر از مدت تمرین باید دوندگی كند. به هرحال دیگر آماتور نبودیم كه بعد سه ماه تمرین كردن و با پذیرفتن متن، كار در مرحله بازبینی رد شود.
خوشبین هستید كه با وجود زیاد شدن بودجه تئاتر و قول مدیران برای سالن سازی، نسل شما دوباره تئاتر را جدی بگیرد
امیدوارم این اتفاق بیفتد. نه فقط برای نسل من كه بسیاری از چهره های پیشكسوت و سرشناس ما در حال حاضر از صحنه دور هستند. این فقط دغدغه نسل من نیست. تئاتر به لحاظ فرهنگی، مقوله مهمی است.
با توجه به موقعیتی كه در تلویزیون پیدا كرده اید آیا اگر شرایط مهیا شود باز هم حاضرید سختی های تئاتر را قبول كنید
من فقط می توانم بگویم نسلی كه اینقدر عاشقانه كار تئاتر كرد، هنوز آنقدر عاشق تئاتر هست كه اگر شرایط فراهم شود برگردد. چون تئاتر از آن چیزهایی است كه روی روح و روان آدم تاثیر می گذارد و خیلی دیر به شغل تبدیل می شود. كسانی كه تئاتر را برای تئاتر بودنش قبول دارند، قطعا مترصد فرصت بازگشت هستند.
219213.jpg
كارنامه كاری تان در تئاتر می گوید كه گزیده كار بوده اید و با حساسیت كار كرده اید، آیا فكر می كنید در تلویزیون هم این طور بوده اید
قطعا نه. دلیل هم دارد. دلیلش این است كه تئاتر را پله پله شروع كردم. نسل من در تئاتر این امكان را داشت كه انتخاب كند با چه كسی هم گروه و همكار شود. درست است كه من بازیگرم. اما انتخاب كننده بودم. این اتفاق در تلویزیون و سینما نمی افتد. من همیشه انتخاب شده ام. گروهی را نمی شناسم كه با آن كار كنم. در خانه نشسته ام و اسمم بازیگر است. كارگردان یا تهیه كننده باید مرا انتخاب كند. در نتیجه میزان حساسیتم خیلی به كمكم نمی آید. با این حال سعی كرده ام نقشی كه كار می كنم یك چیزی برایم داشته باشد. سعی كرده ام نقش های مختلف بازی كنم. اگر در سریال های الف بخت بازی را نداشته ام در سریال های ب سعی كرده ام آنچه در توان دارم ارائه بدهم كه حداقل نگویند بازیگر بدی است.
سریال نرگس این امكان را برایتان به وجود آورد كه دیده شوید، با توجه به موقعیت پیش آمده آیا با حساسیت بیشتری نقش هایتان را انتخاب خواهید كرد
امیدوارم این اتفاق بیفتد. راهی كه ستاره اسكندری طی كرده تا دیده شود یك راه اجتناب ناپذیر است. من نه پشتوانه دارم ناارتباط ویژه ای دارم. برای این كه دیده شوم خیلی تلاش كرده ام. این راه را باید طی می كردم تا اسمم در كاندیداهای سیروس مقدم به عنوان ادامه دهنده نقشی كه پوپك گلدره بازی كرده، باشد. من باید به این صورت شناخته می شدم. اگر كسی من را نمی شناخت این اقبال را برای بازی در نرگس نداشتم.
شده تا حالا سابقه تئاتری تان و بازهای خوب تان در تئاتر باعث انتخاب در نقشی در تلویزیون شود
نه. برحسب اتفاق بوده. سال ها پیش در دانشكده هنرهای زیبا در یك كاری به نام سیمای دانشگاه با بچه هایی كه تئاتر می خواندند بازی كوتاهی داشتم. در آن كار رضا جودی تصویربردار بود. بعد ایشان وقتی می خواستند اولین كار به عنوان تهیه كننده را بسازند به یاد دختركی افتادند كه در دانشگاه دیده بودند. آن كار خانه شماره ۱۳ بود و خیلی هم با استقبال روبه رو شد. حتی جذب شدن من به تئاتر حرفه ای نیز از تلویزیون اتفاق افتاد. در سریال ایستگاه با مرحوم مهدی فتحی هم بازی بودم وقتی داوود میرباقری به دنبال دختری می گشتند برای دندون طلا، آقای فتحی به یاد من افتادند كه در ایستگاه جنوبی حرف می زدم و من را معرفی كردند.
یعنی این كه از تلویزیون به تئاتر آمدید
نه. قبل از آن در تئاتر دانشجویی كارهایی كرده بودم. كار دانشجویی هم كه می گویم بازی در نمایش آخرین قهرمانان زمین بود كه آخرین كار اصغر فرهادی در تئاتر بود. این كار به عنوان پایان نامه فرهادی بود و در جشنواره نیز آن را شركت داد. از تلویزیون به تئاتر نیامدم اما زمینه جذب شدنم به تئاتر حرفه ای، تلویزیون بود.
برایم جالب است بدانم كه مثلا شما در نمایش شب هزار و یكم بازی خوبی داشته اید و از نقش های اصلی بودید یا در نمایش های علی رفیعی. با این حال نشد كه كارگردانی در تلویزیون شما را برای آن بازی ها انتخاب كرده باشد
اصلا. یادم هست زمانی كه دندون طلا اجرا شد خیلی از كارگردان های سینما و تلویزیون كار را دیدند و به من خسته نباشید گفتند و گفتند كه در صحنه خیلی خوبی، اما هیچ كدام از آنها مرا به كار دعوت نكردند.
فكر می كنید نرگس بهترین كار تلویزیونی شماست
نه. نمی توانم بگویم بهترین كارم است. بهترین فرصتی بود كه دیده شوم و این را مدیون پوپك هستم. قرار هم نبود كه من با این كار دیده شوم. قرار بود پوپك با این نقش دوباره احیا شود. با سانحه ای كه برای پوپك افتاد من آمدم و كار را ادامه دادم. نرگس خیلی موقعیت خوبی است برای دیده شدن، ولی لزوما بهترین كار من نیست.
بهترین كارتان
خیلی كارهایی را دارم كه دوستشان دارم...
آنهایی كه بیشتر دوست داری
نمی دانم. داستان یك شهر كه سال ها پیش بازی كردم. نقش یك دختر معتاد را بازی می كردم. در آن زمان هنوز در تلویزیون تصویر یك زن معتاد نشان داده نشده بود و خیلی ها فكر می كردند این تصویر مستند است. در كارهای كودكم، بازی هایی دارم كه دوستشان دارم.
بعد از همكاری با اصغر فرهادی با كارگردان دیگری هم روبه رو شدید كه حساسیت های او را داشته باشد
بله. به نتایج كار كاری ندارم. با كارگردان های نسبتا خوبی كاركرده ام. مثلا به لحاظ امنیت بازیگری و كارگردانی حمید لبخنده خیلی خوب بودند. حالا كاری به این ندارم كه نقش چه بود و چه شد. ولی بازی من را می شناخت و من به راحتی می توانستم با او دیالوگ برقرار كنم. یا حتی در كار عشق گمشده كار سهیلی زاده...
219216.jpg
در تئاتر با كارگردان هایی كار كردی كه به تجربه بازیگری تان افزوده اند، آیا می توانی بگویی در تلویزیون نیز این اتفاق برایت افتاده است
كاملا. من این موضوع را در نرگس متوجه شدم. چون خیلی شتاب زده وارد كار شدم. بعد فكر كردم تمام تجربه هایی را كه در كنار كارگردان هایی چون لبخنده، سهیلی زاده، زرین پور، فرهادی، عسگری نسب و خیلی های دیگر كسب كرده ام، می توانم یك دفعه به كار بگیرم. با این پشتوانه بود كه وارد سریالی شدم كه ۳۷ قسمت آن ساخته شده بود. البته نمی دانم قضاوت ها در مورد آن چیست و آیا درست سر جای نرگس ایستاده ام یا نه
وقتی شما وارد كار شدید سریال متوقف شده بود
كار اصلا متوقف نشده بود. بعد از این كه آن سانحه برای پوپك پیش آمد، گروه سكانس هایی را می گرفتند كه نرگس در آنها حضور ندارد. امیدوار بودند پوپك بازگردد.
و در این مدت دنبال بازیگر جایگزین می گشتند
چیزی حدود یك ماه طول كشید تا من پذیرفتم بازی كنم.
چطور شد به شما رسیدند
یك لیست كامل از بازیگرانی كه در این سن و سال بودند داشتند. اسم من نیز با توجه به سابقه ام در لیست بود. ضمن این كه با حسن پورشیرازی در دندون طلا و در چند كار دیگر همبازی بودم. با مهرانه مهین ترابی نیز همبازی بودم. ایرج محمدی نیز تهیه كننده سریال ایستگاه بودند و من را می شناختند.
با این احوالات تست نشدید بلكه انتخاب شدید
بله. از زمانی كه به دفتر رفتم تا شروع به بازی كمتر از شش روز طول كشید. و من ناگهان با نرگس مواجه شدم.
بازی پوپك گلدره را ندیدید منظور راش های گرفته شده كه پوپك بازی كرده بود.
نه. تنها در مدت كوتاهی ماجرا را فقط برایم شرح دادند. آن زمان من سر كار بوی گل های وحشی با لیالستانی قرارداد داشتم كه گفتم نمی آیم. یك مقدار هم برای ترس بود.
ترس از بازی پوپك گلدره یا از این كه نقشی را قرار است ادامه بدهید
بیشتر برای ادامه بازی دیگری بود.
چگونه با نقشی كه قرار بود ادامه بدهید و قبلش كسی دیگر آن را بازی كرده بود برخورد كردید
از زمانی كه به دفتر آمدم و فهمیدم نرگس چیست، هفت الی هشت روز بیشتر طول نكشید. ۳۷ قسمت قبل را هم نخوانده بودم و فرض را بر این گذاشتم كه یك نقش جدا به من پیشنهاد داده اند كه باید از این مرحله آن را بازی كنم.
یعنی بازی پوپك را در نظر نگرفتید
چاره ای نداشتم. چون از لحاظ عاطفی نمی توانستم راش های او را ببینم و اعتقادی به تقلید هم ندارم. پوپك مختصات خودش در نرگس را دارد و من مختصات خودم را. قرار نگذاشتم كه بازی پوپك را تقلید كنم.
اتفاقی كه برای پوپك افتاده بود روند كاری شما را شتاب نداده بود
نه. چون سكانس های دیگر را گرفته بودند.
روزانه چقدر ضبط داشتید
۱۸۱۲ دقیقه. ولی این ربطی به ماجرا نداشت. وقتی هم نرگس نبود همین اندازه می گرفتند. فقط زمانی كه من آمدم تكیه بر سكانس هایی شد كه مربوط به نرگس است.
شایعه است كه سیروس مقدم بدون دكوپاژ كار می كند. می خواهم بدانم با توجه به ورود ناگهانی تان به سریال چه روندی را برای بازی داشتید
نسبت به سابقه ام با كارگردان های دیگر، سیروس مقدم كارگردانی سرعتی است. ولی از پیش همه می دانند كه او چه می خواهد از تصویربردار بگیر تا بازیگر. برای روحیه من كه در تئاتر هر سه ساعت تمرین یك بار چایی می خوردیم، معطلی در كار تصویر كلافه كننده است. می توانم بگویم تایم بالای سیروس مقدم و سرعتش با روحیه ام سازگار بود.
یعنی اگر شما وقت بیشتری برای ارائه نقشتان داشتید همین بازی را شاهد بودیم
فكر می كنم.
برایم این حرف جالب است و خیلی ها وقتی از كارشان انتقاد می كنی، نقاط ضعف كار را به حساب تایم بالا و عجله در تولید و نبود فرصت می دانند. ولی شما چیز دیگری می گویید و از آن دفاع هم می كنید.
برخی چیزها به نفس سریال سازی ما برمی گردد و نمی توانیم توقع زیادتری از آن داشته باشیم.
خیلی از كارگردان هایی كه چهار الی پنج دقیقه در روز می گیرند معتقدند تولید بیشتر به كار ضربه می زند.
من این اعتقاد را ندارم. حداقل با توجه به تجربه هایی كه با كارگردان های مختلف داشته ام. شما می بینید در كار نرگس شما حركت دوربین هم دارید. كمتر اشتباه اتفاق می افتد و به لحاظ كادربندی خیلی چیزها درست تر است. و شاهد هستیم سریال هایی نیز كه در روز دو الی سه دقیقه می گیرند به لحاظ كیفیت اگر نگوییم كمتر ولی بالاتر از نرگس هم نیستند.
نرگس را هر شب دنبال می كنید
بله.
شده به كسی برخورده باشید كه نرگس را ندیده باشد
راستش نه.
چه انتقادی به كار دارید
یك مقدار سخت است.
به بازی خودتان چه انتقادی دارید
زمانی كه نرگس را بازی می كردم احساس مسئولیت مضاعف می كردم و این احساس را داشتم كه باید پاسخگوی بازی كردن به جای پوپك هم باشم. راستش نمی توانم بازی خودم را نقد كنم.
از این كه نرگس را همیشه در وضعیت غم و غصه می بینی كلافه نمی شوی
این دیگر مربوط به مبحث بازیگری من نمی شود. این نقش را من پذیرفتم كه بازی كنم و بقیه اش مربوط به فیلمنامه می شود. من تلاش كرده ام نقش را با نهایت توانم بازی كنم و خوب بازی كنم. این چیزی است كه از من خواسته اند و باید انجام دهم.
یعنی به عنوان كسی كه باید این نقش را بازی و خلق كند انتقادی نسبت به آن نداشتی نرگس را در هیچ لحظه ای شاد نمی بینیم حتی در عروسی خودش. همه اش نگران است. آدم های خیلی غصه دار هم در زندگی یك جاهایی شاد هستند و غصه هاشان را فراموش می كنند.
خب. به لحاظ قصه بلایی سرش آمده كه مدام باید غصه بخورد و نگران باشد. حتی در عروسی اش نیز با رفتن خواهرش مواجه می شود.
شما خودتان در بازخوردهای مخاطبان با این مسئله روبه رو نشده اید
بیشتر از خود نرگس با انتقاد نسبت به كل مجموعه روبه رو بوده ام كه می گویند چرا این قدر غم، چرا این قدر غصه و چرا این قدر درگیری به نظرم این چیزها را باید نویسنده سریال پاسخ بدهد. من برای این نقش انتخاب شدم و متخصص فیلمنامه نویسی نیستم. تمام تلاش من این بود كه یك بار منطقی به آن بدهم. نگرانی ها از زمانی شروع می شود كه قصه نسرین می آید و نرگس باید هم برایش پدر باشد و هم مادر و با اتفاقاتی كه برای نرگس و نسرین می افتد تبدیل به یك شخصیت روان پریش می شود. اگر سلیقه من را به عنوان یك بازیگر بخواهید به شدت دوست داشتم ده سال كوچك تر بودم و می توانستم نقش نسرین را بازی كنم. نسرین نقشی است كه بسیار جای كار دارد اما نرگس زیاد جای كار نداشت. به دلیل آن كه باید الگوسازی می كرد و شخصیتی مثبت بود
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 20:16  توسط کاظم خطیبی  | 


  سهراب سليمي

سهراب سليمي

كارگردان، بازيگر، طراح صحنه، مجسمه‌ساز، طراح ماسك و گريم
تاريخ تولد: 1329مشهد
تحصيلات: كارشناسي كارگرداني و بازيگري از دانشكده هنرهاي دراماتيك؛١٣٥٧ دريافت نشان درجه يك هنري معادل درجه دكترا توسط شوراي عالي ارزشيابي وزارت ارشاد؛1382

نمايش‌ها:
بازي در نمايش”صيادان “به كارگرداني”فرامرز طالبي “؛ دانشگاه تهران، تالار فردوسي ؛ 1352
بازي در نمايش”به خاطر وطنم “به كارگرداني”رضا رضاپور “ ؛تربت حيدريه، تالارمولن‌ روژ ؛ 1345
بازي در نمايش”كوروش پسر ماندانا “به كارگرداني”تيمور قهرمان “؛ تربت حيدريه، تالار فرهنگ ؛1346
بازي در نمايش”آرش كمانگير “به كارگرداني”تيمور قهرمان “؛ تربت حيدريه، تالار منصوريه ؛1347
كارگرداني و بازي در نمايش”پزشك قلابي “ نوشته”نصرت زماني“؛كرمانشاه، تالار رازي؛ 1349
كارگرداني و بازي در نمايش”تاجماه و عروس “نوشته”فريده فرجام “؛ كرمانشاه، تالار پروين اعتصامي ؛ 1349
كارگرداني و بازي در نمايش”قوچ شايسته قرباني است “نوشته”تقي تقي‌پور “؛ شاهرود،تالار شير و خورشيد ؛ 1350
كارگرداني و بازي در نمايش”گلدونه خانم “نوشته”اسماعيل خلج “؛ شاهرود، تالار شير و خورشيد ؛ 1350
كارگرداني و بازي در نمايش”حالت چطور مش رحيم“نوشته ”اسماعيل خلج “؛ شاهرود، تالار شير و خورشيد؛ 1350
كارگرداني و بازي در نمايش”توي خودت باش “نوشته” اسماعيل خلج “؛ شاهرود، تالار شير و خورشيد ؛ 135١
كارگرداني و بازي در نمايش”از پا نيفتاده‌ها “نوشته”غلامحسين ساعدي“؛ شاهرود، تالار شير و خورشيد؛ 135١
كارگرداني و بازي در نمايش”مسافران“نوشته”اكبر رادي “؛ تهران، كاخ جوانان؛1351
بازي در نمايش”آندورا“به كارگرداني”ابوالقاسم معارفي “؛تهران، كاخ جوانان؛ 1352
بازي و سازنده ماسك در نمايش”سرباز لاف‌زن “به كارگرداني”خليل موحدديلمقاني “؛تهران، تالار سنگلج؛ 1352
بازي در نمايش”لبخند باشكوه آقاي گيل “به كارگرداني”ركن‌الدين خسروي“؛تهران، تالار سنگلج؛ 1353
بازي در نمايش”از پا نيفتاده‌ها“به كارگرداني”ركن‌الدين خسروي “؛ تهران، تالار رفاه؛ 1353
كارگرداني و بازي در نمايش”از پنجره نگاه كن “نوشته”نادر ابراهيمي “؛تهران، تالار رفاه؛ 1353
بازي، دستيار كارگردان و سازنده عروسك در نمايش”ابراهيم توپچي و آقا بيك “به كارگرداني ”ركن‌الدين خسروي “؛تهران،تالار 25 شهريور(تالار سنگلج)؛ 1354
دستيار كارگردان و سازنده عروسك در نمايش”سلام و خداحافظ “به كارگرداني”ركن‌الدين خسروي“؛تهران، تالار انجمن ايران و آمريكا؛ 1354
بازي در نمايش”سربازها “به كارگرداني”هرمز هدايت “؛تهران، دانشكده‌ هنرهاي زيبا؛ 1354
طراح گريم نمايش”سالگرد “به كارگرداني”‌تاجبخش فنائيان “؛تهران، دانشكده‌ هنرهاي زيبا؛1355
بازي و طراح گريم در نمايش”گدا و سگ مرده “به كارگرداني”محمد هراتي “؛تهران، دانشكده‌ هنرهاي زيبا؛ 1355
كارگرداني و بازي در نمايش”27 واگن پر از پنبه “نوشته”تنسي ويليامز “؛شاهرود، تالار شير و خورشيد ؛ 1355
بازي و ساخت مجسمه در نمايش”ساكت “به كارگرداني”جعفر والي “؛تهران، تالار 25 شهريور ( تالار سنگلج)؛1355
بازي در نمايش”تياله “به كارگرداني”محمدرضا كلاهدوزان “؛تهران، تالار دانشكده‌ هنرهاي دراماتيك؛ 1355
طراح گريم نمايش”زيتون “به كارگرداني”ركن‌الدين خسروي “؛تهران، تالار دانشكده‌ هنرهاي دراماتيك؛ 1355
بازيگر، دستيار كارگردان و ساخت ماسك در نمايش”نمايش طولاني‌ “به كارگرداني”جعفر والي‌“؛ تهران، تالار 25 شهريور (تالار سنگلج)؛ 1356
بازي در نمايش”وايكينگ‌ها در هل‌گلاند“به كارگرداني”جمشيد جهانزاده “؛ تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛1356
بازي در نمايش”از نيمه راه“به كارگرداني”فريد شهرياري “؛ تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛ 1356
طراح گريم در نمايش”ماندراگولا “به كارگرداني”عبدالحسين فهيم “؛ تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛ 1356
بازي در نمايش”پيش از ناشتايي “به كارگرداني”ژيلا سهرابي “؛ تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛ 1356
سازنده ماسك در نمايش”قويتر“به كارگرداني”محمدعلي شكيبافر “؛ تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛ 1356
بازي در نمايش”‌جويندگان “به كارگرداني”داود دانشور “؛تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛ 1356
بازي در نمايش”بيوگرافي يك بازي “به كارگرداني”جمشيد جهانزاده “؛ تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛ 1356
طراح گريم در نمايش”مرگ در برابر“به كارگرداني”حسن مهماني “؛تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛1356
بازي و طراح گريم در نمايش”دو رگه“به كارگرداني”جمشيد جهانزاده“؛ تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛ 1356
بازي در نمايش”گوئرنيكا “به كارگرداني”احمد سپاسدار “؛ تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛ 1356
طراح گريم در نمايش”سي‌زوئه ياني مرده است“به كارگرداني” ركن‌الدين خسروي “؛ تهران،اداره تئاتر، خانه نمايش ؛ 1357
بازي در نمايش”استثنا و قاعده “به كارگرداني” ركن‌الدين خسروي “؛ تهران، دانشگاه صنعتي؛ 1357
بازي و طراح صحنه در نمايش”پيك نيك در ميدان جنگ“به كارگرداني”محمود هندياني“؛ تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛سال(؟)
طراح گريم در نمايش”سي‌زيف و مرگ“به كارگرداني”‌محمدرضا كلاهدوزان“؛ تهران،دانشكده هنرهاي دراماتيك؛سال(؟)
طراح گريم در نمايش”ژاندارك“به كارگرداني” ركن‌الدين خسروي“؛ تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛ سال(؟)
طراح گريم در نمايش”كله‌ گردها و كله تيزها “به كارگرداني”ناصر رحماني‌نژاد“؛تهران، تالار سنگلج؛ 1358
بازي در نمايش”مونتسرا “به كارگرداني”محمدعلي جعفري “؛تهران، تالار رودكي؛1358
طراح گريم در نمايش”گوشه‌ نشينان آلتونا “به كارگرداني”‌ركن‌الدين خسروي “؛تهران، تالار سنگلج؛ 1358
طراح گريم در نمايش”خرده بورژواها “به كارگرداني”‌ناصر يوسفي‌نژاد “؛ تهران، تالار مولوي؛ 135٩
بازي و طراح گريم در نمايش”مرگ بر آمريكا “به كارگرداني” ‌ركن‌الدين خسروي“؛ تهران، تالار سنگلج؛سال(؟)
طراح گريم در نمايش”بوسمن ولنا “به كارگرداني”رجب محمدين‌ “؛ تهران، تالار مولوي؛1359
بازي در نمايش”حماسه ننه خيضر “ كارگرداني” گروهي“؛ تهران، تالار وحدت؛ 1360
بازي و طراحي صحنه در نمايش”سي‌زونه باني مرده است“به كارگرداني” ‌ركن‌الدين خسروي‌“؛ تهران، تماشاخانه سعدي؛ 1360
بازي در نمايش”سوگ‌نامه براي مادر قاسم “به كارگرداني” ‌ركن‌الدين خسروي “؛ تهران، سنديكاي هنرمندان؛ 1360
طراح گريم در نمايش”ماهان كوشيار “به كارگرداني”‌رضا قاسمي “؛تهران،تئاتر شهر، تالار چهارسو؛ 1363
بازي در نمايش”شاهزاده و گدا “به كارگرداني”هادي مرزبان “؛ تهران،تئاترشهر، تالار اصلي ؛ 1365
بازي در نمايش”معماي ماهيار معمار “به كارگرداني”رضا قاسمي “؛ تهران،تئاترشهر، تالار اصلي ؛ 1365
بازي و دستيار كارگردان در نمايش”باغ آلبالو “به كارگرداني”اكبر زنجانپور “؛ تهران، تالار وحدت؛ 1367
بازي در نمايش”تولد “به كارگرداني” ‌ركن‌الدين خسروي “؛ تهران، تالار مجموعه آزادي؛ 1367
بازي در نمايش”مريم و مردآويج “به كارگرداني”بهزاد فراهاني، حسين احمدي‌نسب “؛تهران، تالار مجموعه آزادي؛ 1367
بازي در نمايش”اتللو “به كارگرداني”هوشنگ توكلي“ ؛تهران ،تئاترشهر، تالار اصلي؛ 1368
كارگرداني نمايش”كبودان و اسفنديار“نوشته”آرمان اميد“؛تهران،تئاتر شهر، تالار چهارسو؛ 1369
بازي در نمايش”مدال درجه يك شجاعت“به كارگرداني”حميد مظفري“؛تهران،تئاترشهر، تالار اصلي ؛ 1369
بازي در نمايش”چراغ گاز“به كارگرداني”شهلا ميربختيار“؛تهران،تئاتر شهر، تالار چهارسو؛1370
دستيار كارگردان در نمايش”تنبور نواز“به كارگرداني”هادي مرزبان“؛تهران، تئاترشهر، تالار اصلي؛ 1372
بازي، دستيار صحنه و سازنده آكسسوار در نمايش”بينوايان“نوشته و كارگرداني”بهروز غريب‌پور“؛تهران، فرهنگسراي بهمن؛ 1375
دستيار كارگردان، سازنده وسائل صحنه و صورتك در نمايش”هفتخوان رستم“نوشته و كارگرداني ”بهروز غريب‌پور“؛تهران، تالار 12 هزار نفري آزادي؛ 1376
بازي در نمايش”دايره گچي قفقازي“به كارگرداني”حميد سمندريان“؛ تهران ،تئاترشهر، تالار اصلي ؛ 1376
مدير و مشاور كارگردان در نمايش”شب روي سنگفرش خيس“به كارگرداني”هادي مرزبان“؛تهران،تئاترشهر، تالار اصلي ؛ 1377
بازي در نمايش”ريچارد سوم“به كارگرداني”داود رشيدي“؛ تهران،تئاترشهر، تالار اصلي ؛ 1378
مدير برنامه در نمايش”حماسه انقلاب سنگ“نوشته و كارگرداني”هادي مرزبان“؛تهران، تالار وحدت؛ 1379
بازي در نمايش”درد دل با سگ“نوشته و كارگرداني”آتيلا پسياني“؛تهران،تئاترشهر،تالار اصلي؛ 1379
مدير برنامه و دستيار كارگردان در نمايش”باغ شب‌نماي ما“به كارگرداني”هادي مرزبان“؛تهران،تئاترشهر، تالار اصلي ؛ 1380
بازي و دستيار كارگردان در نمايش”هفت كردار“نوشته و كارگرداني”هرمز هدايت“؛تهران، تئاترشهر،تالار اصلي ؛ 1380
كارگردان، طراح صحنه و سازنده ماسك در نمايش”مده‌آ“نوشته”داريو فو“؛تهران،تئاتر شهر،تالار قشقايي؛تهران، تالار مولوي؛ زنجان؛ همدان؛ آلمان؛ 1381
كارگرداني و طراحي صحنه در نمايش”آخر خط“نوشته”پتر توريني“؛تهران،تئاتر شهر،تالار سايه؛ تنكابن؛ آلمان؛ 1382
كارگرداني و طراحي صحنه در نمايش”سه گانه وانيك“(احضار، گشايش، اعتراض)نوشته”واسلاو هاول“؛تهران،تئاتر شهر، تالار چهارسو؛1383
كارگرداني و طراحي صحنه در نمايش”دو دلقك و نصفي “نوشته”جلال تهراني “؛(جشنواره تئاتر ماه) تهران،حوزه هنري، تماشاخانه مهر ؛1384

همكاري با گروه”ركن‌الدين خسروي“ از سال ١٣٥٣ (اين گروه از سال 1356”5 آذر“ نام گرفت.)
موسس گروه تئاتر”صورتك“با اجراي نمايش‌هاي”مده‌آ“، ”آخر خط“، ”سه گانه وانيك“و ”دو دلقك و نصفي“
همكاري آزاد با گروه‌هاي مختلف تئاتري
فعاليت‌هاي تخصصي در رشته‌هاي بازيگري، كارگرداني، طراحي گريم، طراحي صحنه، دستيار كارگرداني، مشاور كارگرداني، مدير صحنه، ساخت مجسمه، ماسك و لوازم صحنه

 

لازم به یاد آوریست دوست عزیز ومهربان باتوجه به سابقه طولانی كه در تربت حیدریه حضور داشته اند

وبا علاقه ای که به شهرمان دارند لازم بود در اینخصوص از ایشان قدر دانی نماییم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 22:3  توسط کاظم خطیبی  |